تقویم تاریخ - 22 تیر

 

 

513پیش ازمیلاد:ژوئيه سال 513 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويمي مورخان اروپايي؛ 13 ژوئيه ( 23 تيرماه و روزي چون امروز) ارتش ايران نيروهاي كنفدراسيون گتائه Getae را در كنار دانوب جنوبي، منطقه داكيه Daci =Dacia (تلفظ انگليسي: دي شيا = روماني امروز) شكست داد و سراسر بالكان شرقي را ضميمه قلمرو ايران ساخت (بالكان به معناي رشته كوههاي جنگلي، منطقه اي است كوهستاني شبه جزيره شكل در جنوب شرقي اروپا، از درياي آدرياتيك تا درياي سياه).

به فرمان داريوش بزرگ، ارتش ايران به فرماندهي سپهبد بغابيش (بغابيشه) براي سركوب سيتي ها از درياي مرمره گذشته و پاي به اروپا نهاده بود. حاكمان محلي براي ايستادگي در برابر نيروهاي ايران كه مركب از هشتاد هزار تن بودند كنفدراسيون «گتائه» را تشكيل داده بودند كه پس از چند روز نبرد، 13 ژوئيه شكست خوردند و روماني و مولداوي (مولدواي امروز) تا اوكراين از آن ايران شد. داريوش اين پيروزي، و دليل لشكركشي به اروپا را در كتيبه اي شرح داده و مناطق متصرفه را نام برده است.

 

 
 

Darius the Great

 

 

1534م:نيروهاي سليمان قانوني سلطان وقت عثماني درجريان لشكركشي تازه خود به ايران، 13 ژوئيه در سال 1534 شهر تبريز را تصرف كردند و سپس متوجه شروان، سلطانيه و حتي گيلان شدند. عثماني ها با استفاده از درگيري شاه طهماسب صفوي با ازبكان در شمال خاوري ايران و دشواري هايي كه با برادرانش داشت، پاي به ايران گذارده بودند. اين بارهم مقاومت مردم معمولي محل و حملات چريكي ميهندوستانه آنان باعث بازگشت عثماني ها شد. اين عمليات 20 سال پس از جنگ چالدران روي داد كه ضمن آن لشکرکشي هم تبريز موقتا به دست عثماني ها افتاده بودند كه اشغالگران بر اثر مقاومت مسلحانه مردم محل و حملات چريکي و مقاومت منفي به ستوه آمدند و طولي نکشيد که بازگشتند. علت شکست ايران در هر دو تعرض عثماني، نداشتن اسلحه نوين (توپ و تفنگ) بود. سران صفويه در آن زمان بکار بردن توپ و تفنگ و کشتن افراد (حتي دشمن) را از راه دور خلاف آيين جوانمردي مي پنداشتند و با اين تفکر شمشير بلند هم حمل نمي کردند که بعدا شاه عباس اين رسم را به دور انداخت و به تجهيز ارتش با اسلحه آتشين روي آورد.سلطان سليمان 31 دسامبر 1534 نيز موقتا بغداد را که در قلمرو ايران بود متصرف شد.

 

سلطان سليمان پسر سلطان سليم بسال 1494 متولد و در سال 1566 درگذشت. وي که 21 سپتامبر 1520 بر جاي پدر نشسته بود يک سال بعد از آغاز سلطنت، بلگراد را تصرف کرده بود.

 

 

سلطان سليمان

 

 

1330ش: 23تيرماه سال 1330 خورشيدي آورل هريمن مشاور ترومن رئيس جمهوري وقت امريكا با پيامي حاوي طرح ميانجيگري اين دولت بين ايران و انگلستان وارد تهران شد و مورد استقبال گرم قرار گرفت. همين استقبال شايان سبب تشديد مخالفت چپگرايان شد و بعد از ظهر همان روز بر ضد ورود او و ميانجيگري آمريكا در امر نفت، درخيابانهاي تهران دست به تظاهرات يكصد هزار نفري زدند كه از ميدان فردوسي آغاز و به ميدان بهارستان ختم مي شد. در جريان اين تظاهرات اعضاي حزب دكتر مظفر بقايي با تظاهر كنندگان درگير شدند و به پليس و ارتش تحت فرمان شاه امكان و بهانه دادند كه وارد عمل شوند و به سوي تظاهر كنندگان تير اندازي كنند كه ضمن آن دهها تن كشته و مجروح شدند( مشروح اين تظاهرات در سايت 14 ژوئيه آمده است ). هريمن در سر راه خود به ايران در پاريس با ژنرال آيزنهاور سر فرمانده نيروهاي "ناتو " در اروپا مذاکره کرده بود. آيزنهاور دو سال بعد رئيس جمهوري آمريکا شد.

 
 

 

 

1358ش:بيست و سوم تير ماه سال 1358 (13 ژوئيه 1979 و پنج ماه پس از انقلاب) دكتر سامي وزير بهداري دولت انقلاب (حكومت موقت مهدي بازرگان) طرح «طب ملي» را در اجتماع مديران بهداري هاي سراسر كشور كه در شهر مشهد برگزار شده بود اعلام داشت كه به موجب آن هزينه دكتر، دارو و درمان همه ايرانيان از سوي دولت تامين و تاسيس بيمارستان غير دولتي غير قانوني مي شد.

 

اين طرح، مراجعه داوطلبانه مردم به مطب خصوصي پزشكان را در ساعات غير اداري منع نمي كرد.

 

در مقدمه طرح آمده بود كه «تندرستي و درمان رايگان حق مردم است».

 

دکتر سامي

 

 
 
 

1359ش:23 تير ماه 1359 اسامي بيشتر دستگير شدگان توطئه كودتاي نوژه كه 19 تيرماه كشف و سركوب شده بود اعلام شد. در همين روز در تهران اعلام شد كه علاوه بر دولت آمريكا، دولتهاي اسرائيل، عراق و مصر هر كدام به راهي به طرح اين توطئه كمك كرده بودند. طبق گزارش مطبوعات تهران در آن روز، كودتاگران براي انجام برنامه خود 60 خلبان و سي هواپيما آماده كرده بودند.

 

تا 23 تيرماه سال 1959، بيش از سيصد تن به اتهام شركت در كودتا دستگير شده بودند كه بعدا برخي آز آنان اعدام شدند.

 
 

 

 

1817م:«هنري ديويد تارو Henry David Thoreau» فيلسوف ، نويسنده و شاعر آمريكايي 12 ژوئيه 1817 در شهر كانكورد ايالت ماساچوست به دنيا آمد . وي مشوق ساده زندگاني كردن بود و عقيده داشت كه تجملات زندگي، يك فرد را «ماديگرا» مي كند و چنين فردي « پول »

 

را همه چيز مي داند و به جمع آن حتي با خطر كردن دست مي زند. «تارو» جنگ آمريكا با مكزيك بر سر تصرف اراضي اين كشور را توسعه طلبي و يك جنگ امپرياليستي خواند . او بر ضد بردگي سياهان بود و از « جان براون » كه به خاطر رهايي سياهپوستان از بردگي دست به قيام مسلحانه زده بود حمايت كرد. تارو « نا فرماني » را به عنوان راه مبارزه منطقي و مسالمت آميز با كارهاي غير منصفانه دولت معرفي و پيشنهاد كرد و در اين زمينه يك رساله نوشت كه در قرن بعد، گاندي با مطالعه آن همان روش را بر ضد انگلستان در پيش گرفت. «تارو» در اجراي اين روش خود يك بار از دادن ماليات به دولت خود داري كرد و به زندان افتاد ، ولي يكي از هواخواهانش بدون اين كه وي بداند، ماليات عقب افتاده اش را پرداخت كرد و از زندان رها شد.

 

 

Henry David Thoreau

 

 

1925م:«مهربان شهريارايراني» از پارسيان هند از دهم ژوئيه 1925(20 تيرماه 1304) تا پايان عمر به مدت 44 سال لب از سخن فروبست تا دروغ نگفته باشد و تهمت به كسي نزده و درنتيجه مرتكب گناه نشده باشد كه «گفتار نيك» يكي از ستونهاي سه گانه اخلاقيات ايرانيان (و از سه اصل آيين زرتشت) از هزاره دوم پيش از ميلاد بوده است. وي كه در 25 فوريه 1894 به دنيا آمده بود در 31 ژانويه 1969 درگذشت و در مهرآباد هند مدفون شد.

 

 

 مهربابا در سال 1941

 

 

1984م:دوازدهم ژوئيه 1984 والتر مانديل Walter Mandale نامزد مقام رياست جمهوري آمريكا از سوي حزب دمكرات در انتخابات نوامبر همان سال، بانو جرالدين فرارو Geraldine Ferarro چهل و هشت ساله عضو مجلس نمايندگان آمريكا از نيويورك را به عنوان نامزد معاونت خود اعلام داشت و گفت كه او نه تنها خواسته است كه صفحه تازه اي در تاريخ دمكراسي آمريكا باز كند بلكه بگويد كه انتخاب مردها ، ثروتمندان و سفيد پوستها دمكراسي نيست؛ دمكراسي يعني راي دادن همه و راي گرفتن بدون تبعيض.

 

 

جري فرارو

 

 

2004م:«اندي رونيAndy Rooney» مفسر آمريكايي يكشنبه شب 11 ژوئيه 2004 در برنامه خود در تلويزيون سي بي اس گفت: رئيس جمهور فردي است كه يك جامعه، دست كم براي چهار سال سرنوشت خود را به او مي سپارد، و اين، کار كوچكي نيست. چرا مقرر نداشته اند كه شرط نامزد شدن براي احراز اين مقام بسيار مهم، قبول شدن در آزمايش هوش، معاينه جسم و روان و امتحان معلومات عمومي باشد؟. اگر يك رئيس جمهور مقدمات اقتصاد، حقوق و جامعه شناسي، و نيز تاريخ و جغرافيا نداند گزارشهايي را كه به او مي دهند و عموما با توجه به ضيق وقت او خلاصه تهيه مي شود به وضوح درك نمي كند و تصميماتي كه مي گيرد ممكن است نتيجه مطلوب نداشته باشد. دمكراسي فقط آوردن اكثريت آراء نيست. بايد افرادي را به مردم براي دادن راي معرفي كرد كه از لحاظ جسم و روان و هوش كامل باشند و مقدمات و دست كم راه مطالعه هر كاري را بدانند.

 

 

Andy Rooney

 

 

815م:عباس مروي يكي از چند شاعري كه اشعار آنان تا به امروز باقي مانده و گفته مي شود از گروه اول شاعران فارسي گوي ايراني بعد از حمله عرب بوده اند 13 ژوئيه سال 815 ميلادي درگذشت.

 

دو شاعر ديگري كه از آن سالها، اشعارشان به زبان فارسي باقي مانده است ابوحفص سغدي و حنظله بادغيسي هستند. شايد در دو قرن اول اشغال نظامي ايران توسط عرب، شعراي پارسي گوي ديگري هم مي زيستند، اما تنها اشعار اين سه تن كه در خراسان بزرگتر (شامل شمال شرقي ايران امروز، شمال و شمال شرقي افغانستان و منطقه فرارود) مي زيستند به نام خودشان باقي مانده است.

 
 

 

 

2004م:اشتياقي كه شيليايي ها، دوشنبه 12 ژوئيه 2004 ، در برگزاري يكصدمين زادروز شاعر و نويسنده خود « پابلو نرودا Pablo Neruda» نشان دادند هركس را كه در جريان گزارش مربوط قرار گيرد اميدوار ، نسبت به وجدان بيدار انسانها خوشبين و به ادامه خدمت به آنان ترغيب مي كند.

 

صدها تن از مردم معمولي شيلي 31 سال پس از مرگ پابلو در سپيده دم در زير باران شديد به ايستگاه راه آهن سانتياگو رفتند و به ريكاردو لاگوس Ricardo Lagos رئيس جمهوري و پانصد مقام، استاد و انديشمند شيلي پيوستند و 315 كيلو متر راه را پيمودند تا در شهر « پارال»، زادگاه پابلو از او تجليل كنند. در ميدان راه آهن كه پدر پابلو در آنجا روزگاري يك كارگر ساده بود از سوي مردم داوطلب با سيب سرخ بر كف ميدان يك قلب 22 متر در 23 متر ساخته شده بود كه نام شاعر را با گل سفيد روي آن نوشته بودند.

 

 

پابلو

 

 

1934م:سيزدهم ژوئيه زادروز «اكيواند سويينكاAkinwande Wole Soyinka» داستان نگار نيجريايي است كه در سال 1934 به دنيا آمد. وي تنها نويسنده از ميان سياهان آفريقا است كه برنده جايزه ادبيات نوبل شده است. سويينكا كه در عين حال از مبارزان حقوق بشر و آزادي هاي مدني است و از دانشگاه «ليدز» انگلستان فارغ التحصيل شده، در دانشگاههاي نيجريه و آمريكا «ادبيات تطبيقي» تدريس كرده است. سويينكا به خاطر مخالفت پيگير با برادركشي در بيافرا و تلاش براي براي برقراري صلح ميان طرفين متخاصم، در سال 1967 به تصميم دولت نظامي نيجريه بازداشت شد و 22 ماه در زندان بود. زنداني شدن او باعث اعتراض هاي جهاني و در نتيجه تغييرات وسيع در نظام حكومتي نيجريه شد. محصول اين 22 ماه زندان، داستان است تحت عنوان «مردي كه مرد». در نمايشنامه ها و داستان هاي اين نويسنده، نتايج بد و زشتي هاي ستمگري و خودسري كه بزعم او زاييده استبداد هستند منعكس است و در همه آنها از حقوق انسانها و تساوي آنان در اين حقوق دفاع شده است. در ميان حاكمان فدراسيون نيجريه، «ثاني آباچا» بيش از ديگران مخالف سويينكا بود. دشمني آباچا بود كه اين نويسنده را مجبور به جلاي وطن كرد.

 

 

Akinwande Wole Soyinka

 

 

2005م:12 ژوئيه 2005 به مناسبت هجدهمين سالروز اخطار سازمان ملل كه نفوس جهان بيش از ظرفيت منابع آن است، كتابي به زبان انگليسي تحت عنوان «يك ستاره گردان و اين همه نفوس» انتشار يافته كه پر از عكس و سند است.

 

در مقدمه كتاب آمده است كه سازمان ملل در دهه 1960 و هنگام عبور جمعيت از خط چهار ميليارد نيز چنين اخطاري داده بود كه به آن توجه نشد.

 

 
 
 

847م:طبق نوشته و احتساب برخي مورخان اروپايي، احتمالا 13 ژوئيه سال 847 روزي است كه خوارزمي رياضي دان بزرگ ايران در بغداد فوت شد.

 

كرونيكل جهان در صفحه 270 خود درباره خوارزمي نوشته است: خوارزمي بود كه رياضي و رقم نويسي هند را به كشورهاي ديگر منتقل كرد و كتاب او "حساب الجبر و المقابله" نشان مي دهد كه ايرانيان در آن زمان تا چه حد از اروپائيان جلو بودند و واژه «جبر Jabr» را كه او بكار برده به صورت «الجبراAlgebra » در سراسر جهان باقي مانده است. برخي ديگر از مورخان اروپايي درگذشت خوارزمي را در ماه آوريل رقم زده و نوشته اند كه مرگ خوارزمي با چند روز تفاوت درست 219 سال پس از درگذشت خسرو پرويز - شاه ساساني روي داد. خسرو پرويز روز سوم آوريل سال 628 ميلادي (14 فروردين) در بازداشتگاه كاخ خود در تيسفون (مدائن) مقتول شده بود كه پس از مرگ او، طولي نكشيد كه امپراتوري ايران هم از ميان رفت.

 

 

 

2008م:دكتر مايكل دباكي Michael DeBakey معروفترين جراح قلب درجهان جمعه 11 ژوئيه 2008 و 56 روز پيش از صد ساله شدن در شهر هوستون آمريكا براثر عارضه طبيعي درگذشت. وي فرزند «شاكر دباغي» يك داروفروش لبناني، و نام او تا زمان دكتر شدن «ميشل دباغي» بود. پدر وي كه يك ماروني (مسيحي) لبناني بود قبلا به لوئيزياناي آمريكا مهاجرت كرده بود. ميشل دباغي که هفتم سپتامبر 1908 در شهر ليک چارلز به دنيا آمده بود در 32 سالگي دكتر شد و پس از اتمام تحصيلات در آمريكا و آلمان، به تدريس بيماري هاي قلب در دانشكده پزشكي «بايلورBaylor» و همزمان به کار درمان و نيز تكميل عمل جراحي قلب و اختراع دستگاههاي مربوط پرداخت ازجمله سوزن تزريق خون، پمپي كه هنگام عمل قلب كار گردش خون و مبادله اكسيژن در ريه را بر عهده مي گيرد، عمل قلب باز و 149 وسيله ديگر. دباكي كه تا آخرين سال عمر، از بيمارستان و آزمايشگاه و كلاس درس دور نشده بود بيماري قلب سران بسياري از كشورها از جمله جان اف. کندي، شاه سابق ايران (پهلوي دوم) و بوريس يلتسين را درمان كرده بود.

 

 

 

1793م:13 ژوئيه در سال 1793 در جريان انقلاب بزرگ فرانسه، بانو "شارلوت كورداي Corday" دخترى ازخانواده اعيان و اشراف فرانسوي كه انقلابيون اموال برخى ازبستگان وي را مصادره كرده بودند، به بهانه اين كه مي خواهد به "ژان پل مارا Marat" يكي از سران انقلاب اطلاعات محرمانه بدهد، به خانه او وارد شد و او را که هنوز در حمام خانه بود با ضربه دشنه كشت.

 

 

«شارلوت كورداي» كه هنگام گردن زده شدن با گيوتين 35 ساله بود

 

 

1943م:جهان، 13 ژوئيه سال 1943، شاهد بزرگترين نبرد تانك در تاريخ خود بود. در اين روز در منطقه كورسك Kursk - نزديك مسكو، در زمين شش هزار و سيصد تانك آلمان و شوروي و 2 ميليون و 240 هزار سرباز و در آسمان 4 هزار و چهارصد هواپيماي طرفين به جان هم افتاده بودند كه در مدتي نسبتا کوتاه دو هزار و نهصد تانك از ميان رفت، 238 هزار سرباز كشته و هفتصد هزار تن ديگر مجروح و از صحنه نبرد خارج شدند و هيتلر براي نخستين بار مجبور شد دستور عقب نشيني بدهد كه آغاز پايان كار او بود. شديدترين صحنه اين نبرد تانک در ناحيه Prokhorovka صورت گرفته بود. اين نبرد تانک در واقع از پنجم ژوئيه آغاز شده بود که از دوازدهم اين ماه (هفتمين روز) شدت گرفته و در 13 ژوئيه به اوج شدت رسيده بود.

 

اين نبرد پس از آزاد شدن استالينگراد و خارکوف صورت گرفت. ژوکوف Zhukov - مارشال شوروي، در منطقه نبرد هشت خط دفاعي مدور پشت سرهم به وجود آورده بود و با استفاده از سيصد هزار غير نظامي محلي که آلماني ها تصور مي کردند به زراعت مشغولند صحنه را مين گذاري کرده بود.

 
 
 
 
 
 
 

 

Zhukov مارشال شوروي و برنده نبرد «كورسك»

 

 
 

2004م:حميد كرزاي رئيس جمهور افغانستان 12 ژوئيه 2004 اعلام كرد كه ميليشياي افغان (افراد مسلحي كه تابع سران محلي معروف به «وار لرد» هستند) بدتر از طالبان عمل مي كنند و بايد خلع سلح شوند.

 

كرزاي گفت كه نخستين گام دولت بايد خلع سلاح ميليشياي محلي باشد كه شمار آنان در افغانستان تا اين تاريخ (12 ژوئيه 2004) 60 هزار تن برآورد شده است و تا آوريل آينده (سال 2005) دست كم هفتاد درصد آنان بايد كنار بروند و در اين زمينه در حال مذاكره با آمريكا، ناتو و سازمان ملل است.

 

کرزاي

 

 
 

2004م:باب هربرت مفسر آمريكايي در تفسير 12 ژوئيه 2004 خود نوشته است كه پس از نزديك به سه سال، اينك مسلم شده است كه دشمن واقعي آمريكا بن لادن و القاعده است و مي دانند كه بن لادن و دستياران نزديكش در نقطه اي در مرز افغانستان و پاكستان پنهان شده اند. تعجب در اين است كه با داشتن اين اطلاعات، چرا با همه توان و امکانات به آنجا حمله نمي كنند تا كلك كار کنده شود.

 

هربرت که تفسير او از طريق سنديکاي مربوط ميان روزنامه هاي آمريکا توزيع و در آنها انتشار يافته سپس افزوده است: بنظر مي رسد که عمليات عراق و افغانستان به صورت "وقت گذراني: درآمده است - چرا و منظور چيست؟. اگر هدف، بن لادن است، بايد

 

روي ازميان برداشتن او تمرکز شود. ادامه استقرار در افغانستان مسئله ساز خواهد شد - مسئله اي جهاني و پيچيده.

 

 

 

1822: استقلال طلبان يونان در تنگه ترموپيل نيروهاي عثماني را شكست دادند.

 
 
 
 

1854:جورج ايستمن George Eastman موسس کارخانه کداک در رچستر ايالت نيويورک به دنيا آمد و 78 سال عمر کرد. وي مخترع حلقه فيلم ( فيلم انعطاف پذير) ،پليت خشک ،دوربين کداک( دوربين کوچک و قابل حمل) ، و عکس متحرک ( فيلم ) است.

 

1878: دولتهاي بزرگ اروپايي بر نقشه تازه بالكان كه خود ترسيم كرده بودند صحه گذاردند و به اين ترتيب، براي عثماني در بالكان جايي جز آلباني باقي نماند. بلغارستان نير استقلال داخلي يافت و قرار شد كه در آنجا از جانب عثماني، فقط يك فرماندار كل باقي بماند.

 

1911: انگلستان و ژاپن پيمان اتحاد خود را براي چهار سال ديگر تمديد كردند.

 

1963: جمهوري خلق چين دولت آمريكا را متهم كرد كه مي كوشد روابط چين و شوروي را زهرآگين كند.

 

1971: ده تن از افسران ارتش مغرب (مراكش) از جمله يک ژنرال معروف كه بر ضد پادشاه اين كشور توطئه كرده بودند تير باران شدند.

 

1976: نمايندگان 12 دولت كه در پاريس اجتماع كرده بودند به توافق رسيدند كه از سال 1989 در منطقه قطب جنوب به اكتشاف و استخراج مواد معدني بپردازند.

 

1979: از 23 تير ماه 1358 سازمان راديو ـ تلويزيون دولتي ( صدا و سيما ) داراي يك شوراي عالي مركب از محمد موسوي ، محمد خاتمي ، صادق قطب زاده ( مدير عامل )، عبدالرحيم گواهي و ابراهيم پيراينده شد.

8 شهريورماه


1377م:شاهرخ ميرزا چهارمين پسر امير تيمور از يك زن ايراني اش سي ام اوت سال 1377 به دنيا آمد و در 28 سالگي برجاي پدر نشست و از سال 1405 تا 1447 به مدت 42 سال بر ايران زمين حكومت راند. پايتخت او شهر هرات بود. شاهرخ هشت روز مانده به نوروز در 12 مارس 1447 در فشاپويه (ري) درگذشت و فرزندش الغ بيگ بر جاي او نشست.
شاهرخ هنگامي بر جاي پدر نشست كه برادران، برادرزادگانش و سرداران پدرش هركدام درگوشه اي از ايران زمين خود را پادشاه اعلام كرده بودند كه وي به تدريج همه را سركوب كرد. شاهرخ ميرزا در طول حكومت خود با چين، هند و اروپا مناسبات سياسي حسنه داشت. زن او، گوهرشاد دو مسجد بزرگ در مشهد و هرات ساخته است كه شهرت او را حفظ كرده اند.

1941م:30 اوت 1941 (هشتم شهريور 1320 و پنجمين روز تجاوز نظامي خارجي) هواپيماهاي شوروي براي نخستين بار برفراز تهران ظاهر شدند ولي تنها به فروريختن اعلاميه تبليغاتي اقدام كردند كه در اين اعلاميه ها به زحمتكشان ايران وعده زندگاني بهتر داده شده بود!. تهراني ها از اين كه پرواز هواپيماهاي شوروي بدون واكنش واحدهاي دفاع ضد هوايي وطن صورت گرفته بود شگفت زده شده و به حدس زني درباره فعاليت هاي پشت پرده پرداخته بودند. مدتي بود كه تهراني ها در نگراني از كهولت رضاشاه و محاصره او توسط مقامات دولتي در سعدآباد دورافتاده بسر مي بردند. در همين روز ابلاغيه محرمانه مرخص شدن سربازان پادگانها از سوي سرلشكر نخجوان كفيل تازه وزارت جنگ به واحدهاي ارتش كه خود را براي دفاع آماده مي كردند و دو لشكر مستقر در تهران در اطراف پايتخت سنگر گرفته بودند ارسال شده بود و رضاشاه به عنوان فرمانده كل قوا از ارسال چنين ابلاغيه اي اطلاع نداشت! و منتظر نزديك شدن واحدهاي انگلستان و شوروي و دفاع و جانبازي نيروهاي نظامي وطن بود و ....

سرلشکر نخجوان


1332ش:هشتم شهریور 1332 (30 آگوست 1953) و 11 روز پس از براندازی 28 امرداد 1332 فرمانداری نظامی تهران با صدور اعلامیه ای که به مدت دو روز و هر روز چندبار از رادیو ایران پخش شد از کسانی که از مخفیگاه ملک اسماعیلی معاون سابق دکتر مصدق، دکتر حسین فاطمی وزیر امورخارجه کابینه او، دکتر مهدی آذر ناسیونالیست بنام و وزیر فرهنگ، مهندس حقشناس وزیر راه سابق و چند تن دیگر از جمله خلیل ملکی رئیس جنبش معروف به نیروی سوم اطلاع دارند خواست که جریان را به آن سازمان اطلاع دهند. در این اعلامیه آمده بود که این مقامات از ظهر روز 28 امرداد خودرا پنهان کرده اند و تلاش ماموران برای یافتن آنان به جایی نرسیده است.
در پایان دومین روز پخش اعلامیه که به اعلامیه شماره 14 معروف شده بود از رادیو، دو سطر بر آن اضافه شده بود و آن اینکه یابندگان این مقامات نه تنها از مزایای ویژه برخوردار خواهند شد بلکه پاداش نقدی هم دریافت خواهند کرد. مبلغ پاداش اعلام نشده بود. باوجود این، هیچکس حاضر به دادن نشانی این مقامات سابق که از محبوبیت خاص نزد مردم برخوردار بودند نشد. دکتر فاطمی که بعدا دستگیر و اعدام شد ظهر روز 28 امرداد از خانه دکتر مصدق واقع در خیابان کاخ (فلسطین کنونی) که درعین حال محل کار نخست وزیر بود خارج شده بود.

دکتر مهدي آذر


1969م:30 اوت سال 1969 (8 شهريور سال 1348 خورشيدي) سيدضياالدين طباطبايي (يزدي) در 80 سالگي درگذشت و در آن روز از خود يك دختر 3 ساله و يك پسر 2 ساله و تاريخچه اي پر از ماجرا به يادگار گذارد كه هنوز جا دارد در زواياي آن به بررسي پرداخت. وي از نوجواني به كار روزنامه پرداخت. سابقه تحصيل در فرانسه داشت. در يكي از حساسترين ايام قرن 20 بازيگر اصلي يك كودتا در ايران شد كه فصل تازه اي را در تاريخ ميهن ما گشود. درگيري دكتر مصدق با او از صحنه هاي جالب تاريخ سياسي معاصر ايران است. اگر تاريخچه زندگاني سيدضيا الدين را مرور كنيم با تعجب مي بينيم كه بسياري از كارها را از مهرماه و دو مورد را در هفتم مهرماه آغاز كرده بود.

سيد ضياء


1360ش:هشتم شهريور (سي ام آگوست) سالروز قتل محمدجواد باهنر سومين نخست وزير جمهوري اسلامي در انفجار عمدي دفتر نخست وزيري است كه در سال 1360 هجري خورشيدي (1981 میلادی) اتفاق افتاد. باهنر نخستين كرماني بوده است كه در طول تاريخ ايران تا مقام رياست دولت بالا رفته بود. در اين رويداد، علاوه بر باهنر، چند تن ديگر از جمله محمدعلي رجايي رئيس جمهور وقت جان سپردند. انفجار، اندكي پس از آغاز جلسه شوراي امنيت كشور روي داده بود. طبق گزارش هاي منتشره، رجايي در آغاز جلسه گفته بود كه از آن پس رياست جلسات شوراي امنيت كشور را به جاي او، محمدجواد باهنر نخست وزير برعهده خواهد داشت. گزارش ها حكايت داشتتند كه مواد منفجره در يك كيف قرار داده شده بود كه به صورت بمب ساعتي عمل كرد. ازآنجاكه مسئول حراست نخست وزيري (مسئول ضبط مذاكرات جلسه و گزارش هاي مطرح شده در آن) اندكي پيش از انفجار، به طور غير منتظره از جلسه و ساختمان نخست وزيري خارج شده بود و ديگر اثري از او به دست نيامده است، انگشت اتهام به سوي وی اشاره شده است. گفته شده است كه كيف حاوي مواد منفحره نيز متعلق به او بود. وي با آن كيف و يک دستگاه ضبط صوت بزرگ به اطاق جلسه رفته بود.
محمدجواد باهنر كه از فعالان انقلاب سال 1357 بود هنگام فوت 44 ساله بود. وي پيش از انقلاب از مدرّسان و مولّفان فقه و شرعيات اسلامي در وزارت فرهنگ (بعدا آموزش و پرورش) كشور بود.
قبل از انفجار نخست وزيري، چند اقدام از اين دست در تهران برضد مقامات جمهوري اسلامي صورت گرفته بود از جمله انفجار در جلسه سران حزب جمهوري اسلامي و نيز انفجاري که منجر به مجروح شدن آيت الله خامنه اي شده بود. مقامات جمهوري اسلامي اين سه انفجار را کار عوامل يک گروه دانسته اند.

رجائي ------------- باهنر


دونالد دیویدسون (1917 ـ 2003) فیلسوف آمریکایی و استاد وقت دانشگاه کالیفرنیا (شاخه برکلی) همان زمان، وقوع این رویدادهای تهران را آغاز دوره ای نوین در نظام اسلامی ایران خوانده و گفته بود که با این رویدادها، گروههای سیاسی فعال در انقلاب 1978 ـ 1979 ایران (1357 هجری) و عمدا چپگرا حذف می شوند که طرد آنها از نوامبر 1979 (تصرّف سفارت آمریکا) با رفتن مهدی بازرگان آغاز شده است. وی پیش بینی کرده بود که انقلاب ایران در همان چارچوب حکومت فائقه ولی فقیه مراحل دیگری را طی خواهد کرد از جمله انتقال تدریجی اختیارات اجرایی، نخست به روحانیون شیعه، سپس به برجستگان میلیشیای پاسدار انقلاب (سپاه و بسیج) و آنگاه یک و یا چند ژنرال انقلاب پیرو ولایت فقیه و مورد تایید این مرجع شیعه؛ درست به همانصورت که در انقلاب فرانسه مشاهده شد. ژنرالها عموما احساسات ناسیونالیستی دارند و خواهان اقتدار وطن و حاکمیت ملی هستند و اینها همین چیزهایی است که ایرانیان طالب آن هستند. در ایران، کسی نیست که نگوید: چرا وطن مارا تجزیه کردند؟ و تنها یک ژنرال انقلاب است که می تواند به این سوال پاسخ گوید (به همانگونه که ژنرال ناپلئون بناپارت در فرانسه داد).

1935م:هانري باربوس (باربوسه)Henri Barbusse روزنامه نگار و مولف فرانسوي سي ام ماه اوت سال 1935 در 62 سالگي درگذشت. كتاب هاي او كه حاوي انديشه هايش است عبارتند از «در زير آتش (مربوط به جنگ جهاني اول كه خود او به عنوان خبرنگار در جريان آن حضور داشت)»، ارتقاء، برضد آزمندي، توجيه طغيان (انقلاب)، چاقو لاي دندان، جنگ ممتد (نبرد بي پايان فقير و غني ـ ستمديده و ستمگر)، قلم (در اهميت و حساسيت کار روزنامه نگار و نويسنده) و ....
خوانندگان كتابهاي هانري، وي را پس از مرگ به عنوان يك انديشمند بزرگ معرفي كرده اند كه عقايد چپگرايانه (سوسياليستي) داشت.

Henri Barbusse


30 پیش از میلاد:كلئوپاترا Cleopatra ملكه يوناني تبار مصر پس از شكست تلاشهايش به منظور به دام انداختن "اوكتاويان" امپراتور روم براي حفظ حكومت يونانيان (جانشينان اسكندر كه خود از اعقاب آنان بود)، سي ام اوت سال 30 پيش از ميلاد با نيش افعي دست به خودكشي زد. وي قبلا با هدف ادامه حكومت اسكندريان بر مصر، ژوليوس سزار امپراتور روم را به دام عشق خود گرفتار كرده بود و پس از او، ماركوس آنتونيوس را دلبند و شوهر خود ساخته بود كه در جنگي كه ميان اوكتاويان (جانشين ژوليوس سزار) و ماركوس روي داد ماركوس شكست خورد. كلئوپاترا كه تاريخ مصرف ماركوس را پايان يافته ديده بود با نيرنگ وي را وادار به خودكشي كرد تا بتواند اوكتاويان را به دام اندازد كه موفق نشد.

كلئوپاترا


1521م:29 اوت سال 1521 بلگراد و 29 اوت سال 1526 بوداپست به تصرف عثماني درآمدند و بارديگر دولت استانبول (قسطنطنيه) كه جانشين دولت روم شرقي شده بود حاكم بر اروپاي جنوبي و مركزي (بالكان و منطقه دانوب) شد و اين وضعيت قرنها باقي ماند. پيشروي عثماني در آن منطقه با فتح كوزوو در سال 1389 آغاز شده بود. بلگراد = بيلگراد = بيوگراد (پايتخت صربستان) در زبان اسلاوها به مفهوم «شهر سفيد» است. اين شهر دو ميليوني از قديمي ترين شهرهاي اروپاست كه قبلا به ترتيب: وينكا، سينگيدونوم و ناندورفهروار ناميده مي شد. اين شهر در طول دو هزار و شش سال 54 حمله نظامي را از سر گذرانيده است كه گلوله باران شدن طولاني آن در جريان جنگ جهاني اول معروف است. بوداپست (پايتخت مجارستان) پس از پيروزي عثماني ها در جنگ موهاكس (موهاچ) به تصرف دولت استانبول درآمد. اين شهر از ادغام شهرهاي بودا Buda (آب) و پشت Pesht (پست) به وجود آمده است. اين دو شهر در پي افزايش جمعيت و گسترش، به صورت يك شهر واحد درآمده اند كه اين شهر بوداپست (بوداپشت) نام گرفته است. مردمان ساكن در صربستان، مجارستان، بلغارستان و مناطق اطراف آنها عمدتا آسيايي هايي هستند كه امپراتوري ايران در طول قرنها مانع مهاجرت آنان به ايران زمين شد و به اروپا فراري داد.

1918م:سي ام اوت 1918 هنگامي كه لنين رهبر انقلاب بلشويكي روسيه و بنيادگذار اتحاد جماهير شوروي پس از ايراد يك سخنراني در يك كارخانه در مسكو براي كارگران، از آنجا خارج مي شد هدف سه گلوله كه از تپانچه يك زن خارج شده بود قرار گرفت و مجروح شد. يكي از گلوله ها به ريه لنين اصابت كرده بود. در آن زمان، روسيه هنوز درگير جنگ داخلي سرخ ها (كمونيستها) و سفيد ها (تزاريست ها به علاوه عوامل قدرت هاي وقت: انگلستان، آمريكا، فرانسه و ژاپن) بود. تيراندازي به لنين توسط يك بانوي يهودي به نام فانيا كاپلان صورت گرفته بود. كاپلان يك هوادار سوسياليست و متمايل به عقايد آنارشيست ها (كه ترور فردي را رد نمي كنند) بود. وي پيش از انقلاب، و پس از شركت در يك خرابكاري در شهر كي اف به سيبري تبعيد شده بود و 11 سال در آنجا به صورت زنداني با اعمال شاقه بسر برده بود كه لنين در سال 1917 پس از پيروزي انقلاب او را آزاد كرده بود. فانيا كه پس از تيراندازي به لنين، توسط كارگران كارخانه دستگير شده بود (لنين محافظ شخصي نداشت) به عمل خود اعتراف كرد و گفت كه به اين علت قصد كشتن لنين را داشت كه وي، جز ماركسيسم، اشكال ديگر سوسياليسم را رد كرده و به جاي بررسي و تصويب قانون اساسي تازه در مجلس موسسان مركب از نمايندگان همه گروهها، اين كار حياتي را بر عهده ساويت ها و نمايندگان كمونيستها گذاشته است كه عملي دمكراتيك نيست و مغاير وعده هاي انقلاب است. اين بانو بعدا در دادگاه انقلاب خلق محكوم به اعدام شد.

Fanya Kaplan


1991م:29 اوت 1991 و در پي شكست كودتاي ضد گورباچف (كه زياد هم جدّي نبود) حزب كمونيست شوروي ممنوع الفعاليت شد. قبل از انحلال، گورباچف از رياست آن كناره گيري كرده بود!.
در سال 1912 حزب سوسيال دمكرات كارگران امپراتوري روسيه به دو جناح بلشويك و منشويك تجزيه شد و جناح افراطي بلشويك، انقلاب اكتبر 1917 را به راه انداخت و با تغيير نظام روسيه زمام اين كشور را به دست گرفت و پايتخت را به مسكو منتقل كرد. اين حزب با ايجاد ارتش سرخ مركب از كارگران و كشاورزان جنگ داخلي پس از انقلاب را برد كه قدرت هاي جهاني وقت (بويژه انگلستان، آمريكا و ژاپن) آن را دامن مي زدند. در سال 1918 نام اين حزب از بلشويك به حزب كمونيست تغيير يافت، از سال 1925 حزب كمونيست اتحاديه روسيه و سپس حزب كمونيست اتحاد شوروي نام گرفت. اين حزب حاكم داراي يك كميته مركزي بود كه اعضاي «پوليت بورو» را انتخاب مي كرد و همچنين يك كنگره سالانه عمومي و يك دبيركل داشت. كنگره سالانه كه جاي هرگونه بحث و انتقاد و طرح نظرات تازه و تصميمگيري بود به تدريج برنامه و نظم خودرا از دست داد و دبيركل حزب همه قدرت را قبضه كرد. امتيازات سران حزب و حتي اعضاي آن زياد شد (براي مثال: فروشگاه ويژه، بيمارستان اختصاصي، اقامتگاه لوكس و ... براي خود ايجاد و داراي اتومبيل دولتي و راننده و پيشخدمت شدند؛ حال آنكه لنين و زنش در دو اتاق زندگي و غذايشان را شخصا تهيه مي كردند و بهتر از غذاي مردم معمولي نبود). همين وضعيت و منع تدريجي انتشار انتقاد افراد از مقامات دولتي و حزبي در روزنامه ها (كه دولتي و حزبي بودند و در آغاز كار همه نامه هارا منتشر مي كردند و رسيدگي مي شد و قرار هم همين بود)، توزيع مقامات ميان بستگان و نزديكان، سختگيري در ارتقاء به عضويت رسمي، افزايش تشريفات و كاهش دلسوزي براي جامعه و ... حزب و دولت را (كه عملا از هم جدا نبودند) به بوروكراسي و در موارد متعدد اشتباه و فساد آلوده ساخت و شكست داد. اگر چنين نشده بود، افرادي همچون گورباچف به دبيركلي حزب و يلتسين به دبيري حزب كمونيست شعبه مسكو منصوب نمي شدند و آن همه فروپاشي و عقب نشيني انجام نمي شد كه اينك پوتين براي ترميم قسمتي آز آنها گرفتار دشمني و كارشكني غرب و تجديد جنگ سرد و احيانا گرم شود.

2003م:ژاك شيراك رئيس جمهوري وقت فرانسه 30 اوت 2003 گفت كه حاكميت و قدرت سياسي در عراق بايد بي درنگ به مردم اين كشور منتقل شود و اين كار زير نظر سازمان ملل صورت گيرد، حتي اگر توان اين سازمان براي انجام اين كار كافي نباشد. شيراك با بيان اين مطلب به طور ضمني اين نظر تازه دولت آمريكا را كه نيروهايي از كشورهاي ديگر، اما تحت فرماندهي آمريكا در عراق مستقر شوند رد كرد. قبلا آلمان، سوريه و مكزيك از اعضاي دوره اي شوراي امنيت با اين نظر دولت آمريكا مخالفت كرده بودند. با وجود اين، چند کشور و عمدتا به صورت سمبوليک شماري نظامي به عراق فرستادند تا عنوان نيروهاي اشغالگر "نظاميان کشورهاي موتلفه" باشد.

2004م:بعد از ظهر يكشنبه 29 اوت 2004 در گرماي 89 درجه فارنهايت يك راهپيمايي بزرگ ضد دولتي در خيابانهاي نيويورك انجام شد. شبكه تلويزيون كابلي «سي ـ سپن» عبور اين تظاهركنندگان را از «مديسن سكور گاردن»، و مقابل محل كنوانسيون حزب جمهوريخواه كه از دوشنبه (30 اوت) جلسات چهار روزه خود را آغاز كرده بود مستقيما پخش كرد كه پنج ساعت طول كشيد. نيويورك تايمز، روزنامه محلي شهر، عده تظاهر كنندگان را 250 هزار تن نوشته است. گردانندگان تظاهرات اين رقم را نزديك به چهارصد هزار نفر ذكر كرده بودند. پليس حاضر به اعلام برآورد خود از شمار تظاهركنندگان نشده بود.
تظاهر كنندگان با خود تابوت هايي كه روي آنها پرچم آمريكا كشيده شده بود به علامت مرگ نظاميان آمريكايي در عراق حمل مي كردند و شعار مي دادند: بوش لايد ـ هو دايد ، ما ديگر حتي براي چهارماه هم بوش را نمي خواهيم، چه رسد به چهار سال، بوش بس است، پيش از اشغال نظامي، عراقي ها از درمان بهتري برخوردار بودند و ....
همه شعار ها در محكوم كردن جنگ عراق و رد دولت حزب جمهوريخواه بود. راهپيمايان فاصله 20 بلوك خيابان را پر كرده بودند. به گفته رسانه ها، چنين تظاهراتي برضد كنوانسيون يك حزب در آمريكا كمتر سابقه داشته است.

راهپيمايي و اعتراض صدها هزارنفري در خيابانهاي شهر نيويورك برضد جورج بوش و جنگ عراق


2004م:ميكيس تئودوراكيس آهنگساز بلندآوازه يوناني كه 40 سال پيش با ساختن آهنگهاي فيلم «زرباي يوناني» به شهرت دست يافت گفت كه يهوديان كنترل آمريكا، و نيز سياست پولي (بانكهاي بزرگ) و رسانه ها (رسانه هاي مادر كه ساير رسانه ها از آنها تغذيه مي كنند) را در کشورهاي کليدي جهان به دست دارند.
تئودوراكيس 27 اوت 2004 گفت كه يهوديان با به دست گرفتن اين دو عامل قدرت (سياست پولي و رسانه ها)، خود را در جهان صاحب اختيار كرده اند. وي افزود كه يهوديان آمريكا بيشتر بانكها و رسانه هاي عمومي اين كشور را قبضه كرده اند، يعني جيب و مغز آمريكاييان در دست آنان است. از آنجا كه كنترل دولت آمريكا در دست يهوديان اين كشور است، آمريكاييان و جهانيان هر بد و خوب آن دولت را به حساب يهوديان مي نويسند. تئودوراكيس گفت كه بيان اين حقايق دشمني با يهوديان نيست؛ او تنها نظر خود را بيان مي دارد.
وي در نوامبر سال 2003 يهوديان را «ريشه شرارت» خوانده بود و با بيان اين موضوع خشم آنان را برانگيخته بود . وي براي كاستن از اين خشم حاضر شد كه 27 اوت 2004 با روزنامه اسرائيلي «هاآرتص» مصاحبه كند و در اين مصاحبه بود كه گفت يهوديان بر بانكها و رسانه ها مسلطند و از اين طريق مهار جهان را به دست دارند كه كار را خرابتر كردو باعث انتقاد تازه يهوديان شد.
اظهارات سال 2003 تئودوراكيس به خود او و دولت يونان آسيب وارد ساخت. به اظهار تئودوراكيس، يهوديان آمريكا از آن پس مانع برگذاري كنسرتهاي وي در آن كشور شدند و به علاوه، چون دولت يونان خواست انجمن هاي يهود براي رد اتهامات تئودوراكيس را نپذيرفت؛ مسافرت به اين كشور توريستي را محدود كردند.
تئودوراكيس از زماني كه آهنگ سرود ملي فلسطيني ها را نوشت دولت اسرائيل و يهوديان را با خود بد كرد كه مصاحبه هاي وي مزيد برعلت شد.

تئودوراکيس


2004م:جمعه شب (27 اوت 2004)، شبكه تلويزيوني سي بي اس با قطع برنامه اخبار خود از كشف جاسوسي براي اسرائيل در پنتاگون (وزارت دفاع آمريكا) و در دستگاه «داگلاس فيت» معاون وزارت دفاع كه بررسي برنامه هاي اين وزارتخانه در خاور ميانه و به ويژه ايران و عراق در دست اوست خبرداد.
طبق گزارشهاي اوليه رسانه ها، يك تحليلگر ارشد وزارت دفاع آمريكا مفاد اسناد طبقه بندي شده مربوط به مذاكرات و بررسي ها و طرح و برنامه هاي كاخ سفيد به ويژه درباره ايران و قبلا عراق را به منابع اسرائيلي منتقل مي كرد و اف. بي. آي (پليس امنيت داخلي آمريكا) از طريق تعقيب و مراقبت و شنود مكالمات و كنترل كامپيوتر اين فرد متوجه اين فعاليت شده بود. طبق عكسي كه ماموران اف.بي.آي گرفته اند، اين اطلاعات از سوي تحليلگر پنتاگون به كاركنان لابي اصلي اسرائيل در آمريكا كه گروهي متنفذ است منتقل مي شدند. داگلاس فيت كه پس از اشغال نظامي عراق، مطالعات خود را روي ايران متمركز ساخته مرد شماره 3 پنتاگون بشمار مي آمد. طبق معمول، مقامات اسرائيلي اتهام جاسوسي تازه را رد کردند. اين نخستين مورد جاسوسي براي اسرائيل در آمريكا نبوده است كه ميان دو كشور روابط دوستانه تنگاتنگ وجود دارد.
لس آنجلس تايمز 29 اوت 2004 گزارش داد: فردي كه اف. بي. آي روي او انگشت گذارده، يك سرهنگ ذخيره نيروي هوايي به نام «لاري فرانكلين» است كه پس از جنگ سرد دو بلوك، زبان فارسي ياد گرفته و به صورت يك كارشناس امور و مسائل ايران درآمده و در پنتاگون تحليلگر عاليرتبه سياستهاي آمريكا درقبال ايران، و مورد اعتماد وولفويتس و فيت مقامات شماره 2 و شماره 3 (وقت) در وزارت دفاع آمريکا بود.

داگلاس فيث


2004م:به گزارش 29 اوت 2004 لس آنجلس تايمز، سركشيش كليساهاي منطقه لس آنجلس و آرنج كاونتي در ايالت كاليفرنيا بايد بابت هوسبازي 60 كشيش كه براي پوشيدن اين لباس حق ازدواج را از خود سلب كرده اند جمعا يك ميليارد و پانصد ميليون دلار به خانواده هاي نزديك به پانصد پسر كه در زمان تعرض کشيشها به آنان، كمتر از سن قانوني بودند بپردازد تا رضايت آنان جلب شود. اين بزرگترين غرامتي است كه كليساي كاتوليك بابت اين كار مي پردازد. دادگاه قبلا تصميم گرفته بود كه «سركشيش» كليسا ها در منطقه بكوشد در خارج از دادگاه از خانواده اين پسران و يا خود آنان كه به سن رشد رسيده اند جلب رضايت شود تا حكم مجازات صادر نگردد و پرونده مختومه شود. بر اين پايه، توافق حاصل شده است كه به هر شاكي، جهت جلب رضايت سه ميليون و يكصد هزار دلار پرداخت شود. در سالهاي اخير در برخي از كشور ها به ويژه آمريكا، صدها كشيش كاتوليك متهم به هوسبازي (عمدتا پسربازي) شده و پيرامون آنان جنجال بپا شده بود ولي تاكنون غرامتي به اين سنگيني تعيين نشده بود.

2005م:29اوت 2005 توفان دريايي «كاترينا» كه از قبل پيش بيني شده بود سواحل جنوبي ايالات متحده آمريكا (سواحل شمالي خليج مكزيك) را درهم كوبيد كه بيشترين آسيب به شهر بندري نيوارليان (در ايالت لوئيزيانا) وارد آمد. اين توفان به مناطق ساحلي ايالت ميسي سي پي، تكزاس و فلوريدا هم آسيب زد. جمع تلفات كاترينا 1836 كشته و زيانهاي مالي وارده از آن به ايالات متحده آمريكا 115 ميليارد دلار بوده است. اين توفان همچنين بسياري از ضعف هاي اداراي (بوروكراسي) آمريكا را آشكار ساخت كه تا مدتي وسيله انتقاد از دولت جورج دبليو بوش رئيس جمهور اين كشور و فرمانداران محلي قرار گرفته بود.

نمونه آسيب هاي ناشي از کاترينا: تخريب منطقه ساحلي، آب تا بام خانه ها، انتقال مردم به پناهگاهها و تخليه کارکنان و بيماران بيمارستان با تريلر


1922: ترکيه جنگ با يونان را درDumlupinar برد که در ترکيه روز پيروزي نامگداري شده است.
1941: محاصره شهر لنينگراد (سن پترزبورگ) توسط ارتش هيتلر آغاز شد که مدتها طول کشيد.
1944: نيروهاي شوروي كه سرگرم عقب زدن ارتش هيتلر از اروپاي جنوبي و شرقي بودند؛ شهر بوخارست پايتخت روماني را از چنگ آنان بيرون آوردند. هدف عمده هيتلر از تصرف روماني دست يافتن بر ذخاير نفت اين كشور بود.
1963: تلفن مستقيم ميان کاخ کرملين و کاخ سفيد واشنگتن معروف به تلفن سرخ آغاز بکار کرد تا از يک اشتباهي نظامي که منجر به جنگ اتمي شود جلوگيري بعمل آيد.
2006: "نجيب محفوظ" نويسنده مصري و برنده جايزه نوبل در ادبيات در 95 سالگي درگذشت.

تقویم تاریخ -7 مهر

 

480پیش ازمیلاد:امروز ، 29 سپتامبر ، سالروز جنگ دريايي سالاميس است كه در سال 480 پيش از ميلاد ميان ايران و اتحاديه يونانيان روي داد و ايران در آن موفق نشد . نيروي زميني يونانيان در برابر ارتش ايران توان مقاومت نداشت و همه اميد ژنرالهاي يوناني به جنگ دريايي بوشد . مورخان تعداد كشتي هاي ايران را 400 تا 700 نوشته اند ، ولي بيشتر اين كشتي ها به دست عنصر ايراني هدايت نمي شد . اين كشتي ها متعلق به وابستگان به ايران از جمله فينيقيه ، مصر و ايوني ها بودند كه نسبت به ايران تا پاي جان وفاداري نداشتند و فرماندهي يونانيان اين را مي دانست .

در آن زمان با اين كه آبراه درياي سرخ به رود نيل به تصميم داريوش بزرگ ساخته شده بود ، ولي انتقال كشتي از خليج پارس به مديترانه از طريق آن آبراه هنوز چندان متداول نشده بود. زيراکه ، ناويان خليج پارس با اوضاع مديترانه آشنا نبودند . بنابراين ، فرماندهي ارتش ايران تصميم گرفته بود که در لشکر کشي سال 480 پيش از ميلاد به يونان از کشتي هاي ايالات خارجي ايران استفاده کند و اين کشتي ها ضمن حمل تدارکات و ملزومات نيروي زميني ، وظيفه حمله و دفاع هم داشتند.

 

بامداد 29 سپتامبر به خشايارشا اطلاع رسيد كه يونانيان كه از آتن به جزيره سالاميس فرار كرده بودند قصد رفتن به منطقه « كرنت » و مقاومت از آنجا را دارند كه يك فريب جنگي بود. خشايارشا به كشتي هاي مصري نيروي خود دستور داد كه در باريكه ميان دو قسمت جزيره، راه را بر آنان ببندند كه اين كشتي ها با حمله متقابل غير منتظره يونانيان رو به رو شدند و چون اين باريكه عرض كمي داشت و جاي مانور نبود براي نجات خود با بي نظمي دست به عقب نشيني زدند. كشتي هاي ايوني

 

( مناطق يوناني نشين غرب آسياي صغير و جزاير مجاور ـ تركيه امروز ) نيروي ايران هم كه علاقه مندي بيشتري به همنژادهاي يوناني خود داشتند تا به ايران اقدام موثر نكردند ، و از كشتي هاي فينيقي هم در برابر سيصد كشتي سه رديف پاروزن يوناني كاري ساخته نشد و ....

 

باوجود اين، اگرهمه نيروي زميني ايران كه آتن را در تصرف داشت در يونان مانده بود ، اتني ها ياراي بازگشت به ساحل را نداشتند . در آن روز بعضي مشاوران به خشايارشا گفتند كه اگر سريعا به وطن باز نگردد ممكن است كشتي هاي يوناني پل متحرك ( قايق و زنجير ) را كه ميان اسيا و اروپا زده است از ميان بردارند و در اروپا سرگردان شود كه وي بي درنگ با دو سوم نيروهايش به اسيا باز گشت كه يك اشتباه نظامي ديگر بود.

 

جنگ سالاميس درس بزرگي است براي قدرتهاي بزرگ كه در صدد استيلاء بر كشورهاي كوچكتر برمي آيند. ولي ، تا اين لحظه همه از آن استفاده نكرده اند از جمله فيليپ دوم پادشاه اسپانيا در قرن 16 ، كه ناوگان انگلستان را حقير شمرد، آما از آن شكست خورد و دوران برتري اسپانيا پايان يافت و نوبت به انگلستان رسيد.جنگ سالاميس و جنگ ماراتن كه 13 سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد روي داد اهميت ويژه نيروي دريايي به ثبوت رساند .

 

منظره جنگ دريائي سالاميس

 

 
 
 

115پیش از میلاد:در پي برافتادن جانشينان اسكندر در شرق مديترانه به دست ايران و در غرب آن توسط امپراتوري نوپاي روم، فرهاد دوم شاه وقت ايران از دودمان اشكاني پس از عقد معاهده دوستي با چين، 29 سپتامبرسال 115 پيش از ميلاد به دولت روم پيام فرستاد كه قلمرو ايران همان قلمرو هخامنشيان ( پيش از حمله اسكندر ) و پايتخت ان شهر تيسفون (كنار دجله) خواهد بود كه اخيرا ساخته شده است و اين قلمرو بايد از تعرض مصون باشد تا ميان دو كشور كه اينك همسايه شده اند صلح پايدار بماند. فرهاد دوم به روميان پيشنهاد كرد كه بهتر است اختلاف نظرهايي كه پيش خواهد آمد از راه مذاكره و داوري حل شود تا جنگ و خونريزي.

 

 

 

1290م:طبق روايات متعدد، خواجوي كرماني 29 سپتامبر سال 1290 ميلادي، هفت سال پس از وفات مولوي، صوفي وشاعر بزرگ پارسي گو، به دنيا آمده است . آن زمان اوج ادبيات فارسي بود.

 

 

1320ش:9 تن از كمونيستهاي قديمي ايران هفتم مهر 1320 تاسيس حزب توده را اعلام داشتند. هيات موسس عبارت بودند از :سليمان ميرزا اسکندري ، ايرج اسکندري ، رضا روستا ، دکتر مرتضي يزدي ، محمد يزدي ، بزرگ علوي ، عبدالحسين نوشين ، دکتر محمد بهرامي ، علي امير خيزي و.... هدف اين حزب که خود را مارکسيست _ لنينيست معرفي کرده بود ترويج و برقراري سوسياليسم ، حذف کامل استثمار و استعمار در هر شکل آن ، دمکراسي توده اي ( شورايي _ ساويت ) ، آزادي گروهي و تامين رفاه همگاني و رفع نگراني انسانها و ... اعلام شده بود.

 

کمونيستهاي ايران در زمان سلطنت رضا شاه هم تلاش کرده بودند که تشکيل حزب دهند که سرکوب شده بودند . ريشه سوسياليسم از ايران است و مزدک که او را پدر سوسياليسم مي دانند در قرن پنجم ميلادي از ايران برخاست . در اواخر دوران قاجارها هم جنبش هاي کمونيستي زودگذر در ايران مشاهده شده بود.

 

تيراندازي به شاه در 15 بهمن 1327 خورشيدي در دانشگاه تهران بهانه غير قانوني کردن حزب توده قرار گرفت. ولي اين حزب در دوران حکومت دکتر مصدق با استفاده از فضاي آزاد کشور دست به فعاليت - اسما نيمه علني - زد و اعضاي فراوان به دست آورد که باعث وحشت غرب شد که با شوروي در جنگ سرد بود و ايران در خط اول جبهه قرار داشت.

 

حزب توده در پي براندازي 28 مرداد1332 ، و يک سال بعد از آن کشف شبکه نظامي اش ، شديدا سرکوب شد و اين سرکوبي تا سال 1357 کاهش نيافت . سران اين حزب که درخارج از کشور به حالت تبعيد زندگي مي کردند و پيامهايشان را با راديويي که داشتند براي ايرانيان مي فرستادند در انقلاب 1357 فعالانه شرکت کردند و پس از پيروزي انقلاب فعاليت علني خود را در ايران از سرگرفتند. فعاليت تازه بيش از سه سال طول نکشيد و ....

 

 
 

دكتر يزدي و ايرج اسكندري دوتن از موسسان حزب توده


 

1931م:انيتا اکبرگAnita Ekberg بازيگر سوئدي فيلمهاي سينمائي 29 سپتامبر سال 1931 به دنيا آمد و در بيش از 50 فيلم سينمايي ايفاي نقش کرد. معروفترين فيلمي که انيتا در آن بازي کرده است فيلم " جنگ و صلح " است. وي در سال 1950 به عنوان " دختر زيباي سوئد " انتخاب شد و انتشار عکسهاي او در نشريات سبب گرديد که از او براي بازي در فيلم هاي سينما يي در اروپا و هاليوود امريکا دعوت بعمل آيد. پيش از آن وي - به اظها خودش - در انديشه فعاليت در دنياي سينما نبود.

 

 

انيتا اکبرگ


 

2003م:"اليا كازان " مدير قديمي توليد فيلم سينمائي كه از نيمه عمر نويسنده و داستان نگار هم شده بود 29 سپتامبر 2003 در 94 سالگي در خانه اش در نيويورك در گذشت. وي زاده استانبول بود كه با خانواده يوناني تبارش به آمريكا مهاجرت كرده بود. او گاهي هم ،در فيلمهايش نقش ايفاء مي كرد. نقطه تاريكي كه از كارنامه او زدوده نشد لو دادن 17 تن از دست اندركاران فيلم هاي سينمايي هاليوود به عنوان كمونيست بود. اليا كازان در سال 1934 فعاليتي کوتاه درحزب كمونيست آمريكا داشت.

 

 

اليا کازان


 

1996م:امروز سالروز فوت « شوساكو اندو » داستان نگار پركار ژاپني است كه 29 سپتامبر 1996 در 73 سالگي در گذشت و 21 اثر خوب از خود برجاي گذارد. وي در اتو بيوگرافي اش نوشته است كه در عمر نويسندگي اش كوشيد كه در قالب داستان به مردم اندرز دهد كه اشتباه نكنند زيرا كه معتقد است « اشتباه نكردن » بزرگترين هنر و پيروزي بشر است، ولي مردم اواخر عمر پي به اشتباهات خود مي برند و هرلحظه از خود مي پرسند كه چرا چنين كرده بودم و چنان نكرده بودم . مردم قرباني اشتباهات خود هستند زيرا براي دوري جستن از اشتباه ، آموزش نديده اند. مردم در اثناي اشتباه كردن نمي دانند كه دارند خطا مي كنند. هدف ديگر در داستانها يم اين بود كه بگويم هر ملت با فرهنگ خود زندگي مي كند و بنابراين تا فرهنگها يكسان نشوند كه چند نسل طول خواهد كشيد، نمي شود يك قاعده واحد را حاكم بر آنان ساخت. براي مثال : عملي كه در يك فرهنگ گناه است ممكن است در فرهنگ ديگر گناه نباشد و اگر باشد به آن شدت نباشد و همين طور ساير جنبه هاي زندگاني. شوساكو در اتو بيوگرافي اش از اين كه در داستانهايش كوشيده كه مردها را از مكر زنان برحذر دارد به دفاع پرداخته و نوشته است كه با همه احترامي كه به زنان دارد ، آنان را عناصر پيچيده اي يافته است و .... بسياري از داستانهاي شوساكو به انگليسي و اسپانيائي ترجمه شده است.

 

 

شوساكو اندو


 

1902م:امروز همچنين سالروز درگذشت نويسنده و مبارز اجتماعي فرانسه « اميل زولا » است كه 29 سپتامبر 1902 در 62 سالگي در گذشت. نوشته هاي او زمينه انتقادي از وضعيت روز دارد . كتابهاي معروفش « مستها ( الكلي ها ) » و « جرمينال » هستند . « متهم مي كنم » عنوان يكي از نوشته هاي او در دفاع از افسري به نام دريفوس بود كه بدون ارتكاب جرم به مجازات محكوم شده بود.

 

 

اميل زولا

 

 
 

1913م:«رودلف ديزل » مهندس آلماني و مخترع موتورهاي احتراقي ديزل 29 سپتامبر 1913 در 55 سالگي در گذشت. مرگ وي كه در درياي مانش صورت گرفت مشكوك اعلام شده و برخي نوشته اند كه خودكشي بوده است. وي عازم انگلستان بود كه در گذشت

 
 
 
 

 

رودلف ديزل

 

 

1901م:دكتر «انريكو فرمي» كه به پدر بمب اتمي شهرت دارد در اين روز در سال 1901 در ايتاليا به دنيا آمد و تا سال 1938 در دانشگاه رم تدريس كرد و در اينجا بود كه به پيشرفتهايي درزمينه شناخت و نيروي مواد متشكله هسته اتم نائل و به شكافتن اورانيوم موفق و به اورانيوم 238 و 235 وحتي پلوتونيوم ( ماده اصلي بمبهاي اتمي و هيدرژني ) پي برد و برنده جايزه سال 1938 نوبل در فيزيك شد و چون ازسياست هاي موسوليني و ضديت نسبي او با يهوديان راضي نبود پس از دريافت جايزه نوبل ، از استكهلم به آمريكا مهاجرت كرد . در اينجا بعد از مدتي تدريس در دانشگاه كلمبيا و ترغيب چند فيزيكدان اتمي آلماني و دانماركي و ... به آمريكا از كلمبيا به دانشگاه شيكاگو انتقال يافت و در اين دانشگاه نخستين كوره اتمي ( رآكتور ) جهان را ساخت كه روز دوم دسامبر 1942 آن را بكار انداختند. با بكار افتادن اين رآكتور ، تيم دكتر فرمي جريان را به سازمانهاي دفاعي آمريكا اعلام كردند و ياد آور شدند كه دانشمندان آلمان هم در كشور سرگرم چنين كاري هستند و اينشتن كه او هم از آلمان به آمريكا مهاجرت كرده بود مستقيما نامه به روزولت نوشت و با يك اعتبار دو ميليارد دلاري طرح «منهتن» به اجرا گذارده شد و در سال 1945 نخستين بمب را ساخت كه دومين آن بر هيروشيما فرو افكنده شد. دكتر فرمي 9 سال پس از توليد بمب اتمي براثر ابتلاء به سرطان در 28 نوامبر سال 1954 در 53 سالگي در گذشت.

 

 

انريكو فرمي

 

 
 

1288ش:سيد ضياء طباطبايي يزدي روزنامه خود «شرق» را طبق نوشته خود او، با هدف خدمت به وطن و اصلاح اوضاع و ترقي ايران، در اين روز در سال 1288 (99 سال پيش) در تهران منتشر ساخت. گوشه اي از هزينه اين روزنامه را زرتشتيان ـ عمدتا زرتشتيان يزد ـ كه در آرزوي پيشرفت ميهن بودند، و پس از دريافت اين تعهد از ناشر كه جز براي وطن قلم بكار نخواهد برد برعهده گرفته بودند. «شرق» به دو زبان فارسي و فرانسه منتشر مي شد. در آن زمان، ناشران و اعضاي تحريريه نشريات ايران با اصول و قواعد ژورناليسم و گرامر و سبک نگارش آن آشنايي کامل نداشتند و بعضا تصور مي کردند که روزنامه ابزاري براي بد و بيراه گفتن است و چون "شرق" سيدضياء از اين راه برفت بيش از يك سال عمر نكرد. سيدضياء تقريبا بلافاصله پس از توقيف «شرق» ، روزنامه «برق» را به جاي آن و با همان روش منتشر ساخت.

 
 

94 سال پس از انتشار "شرق" از شهريور ماه 1382 روزنامه تازه اي تحت عنوان "شرق" در تهران کار انتشار خود را آغاز کرد که از بررسي محتواي آن در نخستين ماه انتشارش چنين بر مي آمد که حرفه اي تر از همه روزنامه هايي بود که از نيمه سال 1358 - پس از مصادره شدن اطلاعات و کيهان - در ايران انتشار يافته بودند. رئيس شوراي سردبيري " شرق" تازه مهندس محمد عطريانفر و سردبير اجرايي آن محمد قوچاني بود و سازمان مالي - تجاري روزنامه بمانند روزنامه هاي جهان صنعتي در دست شرکت حرفه اي ديگري بود و لذا تحريريه آن بدون دغدغه از مسائل مالي و آگهي ها با خيالي آسوده بکار خود سرگرم بود. اين کار تا آن زمان در ايران پس از انقلاب سابقه نداشت.

 

مهندس عطريانفر از فروردين 1372 تا تابستان 1382 سردبير کل روزنامه همشهري بود و پيشرفت اين روزنامه دولتي نتيجه و نمونه تلاش و روش و ابتکار او بوده است و در سمت رياست شوراي سردبيري (سردبيري کل) شرق همان تجربه را با همان مهارت پياده کرد. بايد دانست که هنگام انتشار همشهري کسي باور نمي کرد که مردم روزنامه متعلق به شهرداري را بخرند و بخوانند زيرا که کمتر ديده شده که مردم از شهرداري محل خود رضايت کامل داشته باشند تا از روزنامه اش استقبال کنند. بنابراين رونق همشهري نوعي شق القمر بود مخصوصا که اين روزنامه از انتشار اخبار جنايي (تيراژ ساز) هم پيش از رسيدن به مرحله صدور حکم اجتناب مي کرد زيرا تشريح و بازتاب ضعف هاي جامعه را (که در رويدادهاي جنايي نهفته است) رسالت يک روزنامه دولتي نمي دانست. يکي از کارهاي مهندس عطريانفر در همشهري بکار گرفتن گروهي از روزنامه نگاران حرفه اي بود که پس از مصادره دو روزنامه قديمي کار خود را از دست داده بودند و در سالهاي 1371 و 1372 چنين عملي در جوي که وجود داشت کار آساني نبود. ولي مهندس عطريانفر به اصالت عمل توجه داشت تا سابقه افراد. امروز را نگاه مي کرد نه ديروز را. به عبارت ديگر به توان و کارايي فرد و اين که چه محصولي به دست خواهد داد توجه داشت. جامعه روزنامه نگاري ايران "همشهري" را هنر مهندس عطريانفر مي داند. بارها به او گفته شده بود که چرا براي روزنامه ديگران اين همه تلاش مي کند و اين بود پاسخ او : ديگران کاشتند و ما خورديم و ما مي کاريم تا ديگران بخورند. هموطن هستيم تکليف و وظيفه ما است.

 

باري، روزنامه شرق به سردبيري کل عطريانفر هم ديري نپاييد و به سرنوشت شرق سيد ضياء دچار شد.

 
 

مهندس محمد عطريانفر در زماني که رئيس شوراي سردبيري روزنامه «شرق» بود كه اين روزنامه عمر نسبتا کوتاه خودرا از شهريور 1382آغاز كرده بود.

 

 

سيد ضياء طباطبا ئي روزي كه «شرق» را در مهر ماه 1288 منتشر كرد


 

1789م:29 سپتامبر سال 1789 ارتش ايالات متحده كه اينك در گوشه و كنار جهان استقرار يافته، در درياي دوردست ازجمله مديترانه و خليج فارس براي خود ناوگان تشكيل داده، عراق را در اشغال خود دارد و در افغانستان عملا وظيفه پليس اين كشوررا به دست گرفته است با 700 سرباز تشكيل شد و مقرر گرديد كه از محل صرفه جويي هاي دولت، ظرف ده سال يك كشتي جنگي هم براي آن ساخته شود. هزينه ساخت اين كشتي كه هنوز وجود دارد و قادر به دريا پيمايي است برابر نيمي از كل درآمد يك سال ايالات متحده شد. اين توپدار كه «كانستيتوشن = قانون اساسي» نام دارد در بندر بوستون متوقف است.

 

آمريكا قانون وظيفه عمومي ندارد و افراد ارتش آن نظامي پيماني و حقوق بگير هستند. اين كشور در قرن 20 داراي قانون «سلكتيو سرويس» شد كه به موجب آن جوانان پسر نام نويسي مي كنند كه در صورت نياز كشور (در جريان جنگها و نظاير آن و كمبود نظامي استخدامي كه مي تواند تبعه آمريكا هم نباشد)، بر حسب ميزان ضرورت، شماري از آنان موقتا به زير پرچم احضار مي شوند. بعلاوه، هر ايالت عضو فدراسيون داراي گارد ملي از آن خود است كه افراد اين گارد به عنوان نظاميان ذخيره ارتش فدرال محسوب مي شوند كه رئيس جمهور هرزمان كه ضرورت اقتضا كند مي تواند برخي و يا همه آنان را «نيروي فدرال= نيروي همه كشور» اعلام و فعال كند و به هر نقطه اي كه بخواهد بفرستد. برخي از شهرهاي قديمي تر آمريكا نيز داراي ميليشياي محلي هستند كه درصورت نياز براي كمك به پليس شهر احضار مي شوند.

 

توپدار كانستيتوشن

 

 
 

1962م:شوراي انقلاب الجزاير 29 سپتامبر 1962 احمد بن بلا را برياست اين شورا (دولت موقت) انتخاب كرد و بن بلا در نطقي گفت كه الجزاير يك جمهوري سوسياليستي خواهد بود. ساير اعضاي شورا ماموريت يافتند براي توجيه اظهارات بن بلا به ميان مردم بروند و بگويند كه ما مسلمان هستيم و دين اسلام ضمن منع ربا، احتكار، اجحاف و استثمار (چهار رکن کاپيتاليسم)؛ مالكيت را هم محدود و مشروط ساخته، فئوداليسم (نظام ارباب و رعيتي) را مردود دانسته ، خواهان عدالت است؛ و سوسياليسم يعني همين. بعدا بر همين پايه، معمر قذافي نوعي سوسياليسم اسلامي را در ليبي به اجرا گذارد. قبل از الجزاير و ليبي، در شبه قاره هند و نيز اندونزي و همچنين سوريه، لبنان و عراق "سوسياليسم اسلامي" مطرح شده بود و ....

 

انقلاب استقلال الجزاير طولاني و خونين بود. الجزاير واقع در شمال آفريقا دهها سال مستعمره فرانسه بود ولي فرانسويان در آن سرزمين ، هيچگاه آرامش كامل نداشتند.

 

 

بن بلا


 

2003م:29 سپتامر 2003 در آمريكا فاش شد كه آژانس اطلاعات دفاعي اين كشور به اين نتيجه رسيده است كه بيشتر اطلاعاتي كه از سوي ناراضيان فراري (تبعيدي) عراق درباره سلاحهاي كشتار جمعي صدام حسين داده شده بود؛ ساختگي و فاقد ارزش بوده است و اين اطلاعات عمدتا از طريق كنگره ملي عراق و احمد چلبي رئيس آن در اختيار سازمانهاي ذيربط آمريكا قرار داده مي شد. طبق اين افشائيه كه در آن زمان در صدر اخبار برخي رسانه هاي آمريكا از جمله نيويورك تايمز قرار گرفته بود، دولت آمريكا بابت دريافت اين اطلاعات عمدتا ساختگي پول گزاف پرداخت كرده بود. براي مثال: به سه تن كه چنين اطلاعاتي را داده بودند يك ميليون دلار داده شده بود!. اين پول طبق قانون "عراق ليبريشن اکت" مصوب 1998 پرداخت شده بود.

 

 

احمد چلبي

 

 

2004م:« چوئه ـ سو هوم » معاون وزارت امورخارجه جمهوري دمكراتيك خلق كره (شمالي) درجلسه 27 سپتامبر 2004 مجمع عمومي سازمان ملل جزئيات دست يافتن اين كشور به اسلحه اتمي را اعلام كرد و گفت كه دولت متبوع او راه ديگري جز مسلح شدن به سلاح هسته اي نداشت زيرا نگران حمله اتمي ناگهاني آمريكا بود كه سياست قديمي خود مبني بر حذف كره شمالي را همچنان دنبال مي كند. مسلح شدن به سلاح اتمي صرفا براي دفاع از خود و پيشگيري از حمله اتمي آمريكا و نيز يك جنگ اتمي در آسياي شرقي بوده است. با وجود اين، ما (کره شمالي) آماده ايم اين سلاحها را در صورتي كه آمريكا سياست خود را تغيير دهد و صادقانه آماده همزيستي شود از كار بيندازيم. ما قبلا هم اشاره كرده بوديم كه از سوخت مصرف شده، پلوتونيوم به دست آورده ايم.

 

در همين زمينه، «لي كوان يو» كه به پدر سنگاپور شهرت دارد و يك چيني تبار است در مصاحبه با «چارلي رز» كه دوشنبه شب از تلويزيون عمومي آمريكا پخش شد گفت كه كره شمالي اسلحه اتمي خود را بكار نخواهد برد ولي اين احتمال وجود دارد كه دست به فروش سلاح اتمي بزند و باعث رواج اين تجارت در جهان شود. وي ضمن اشاره به برنامه اتمي ايران گفت: در جايي كه پاكستاني ها بمب اتمي دارند، چرا ايرانيان نداشته باشند. مروري بر روانشناسي ايرانيان نشان مي دهد كه وقتي كاري را شروع كنند، رها ساختنش برايشان دشوار است و آن را تا به آخر دنبال خواهند كرد. وي در عين حال گفت كه چين، چيني كه به ظرفيت هاي وسيع دست يافته، به هيچوجه اجازه نخواهد داد كه كره شمالي از ميان برود و در مرز «رودخانه يالو» همسايه ديگري داشته باشد.

 

 

 

2004م:جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا كه يك مركزبين المللي براي نظارت بر انتخابات تاسيس كرده است در آستانه انتخابات نوامبر 2004 اين كشور چنين اظهار نظر كرد:

 

مسائل اخذ آراء در فلوريدا كه در سال 2000 آشگار، و وارد تاريخ آمريكا و تاريخ عمومي دمکراسي شده و همچنان باقي خواهد ماند و نسلهاي بعدي پي به ضعف ما (آمريکا) در زمينه تمرين دمکراسي خواهد برد و تاريخ " پاک شدني" نيست. با وجود اين سابقه ناگوار، با اين كه بيش از يك ماه و چند روز به انتخابات سال 2004 باقي نمانده است نمي توان اطمينان داشت كه در اين ايالت انتخابات منصفانه برگذار شود.

 

اين ترديد كارتر در مقاله اي به قلم او در واشنگتن پست (سپتامبر 2004) انعكاس يافته بود. وي در اين مقاله نوشته بود كه با اين وضعيت، انتخابات فلوريدا مطابق استاندارد جهاني نخواهد بود. وي اشاره كرده بود كه مسئول فعلي انتخابات فلوريدا همان روشي را در پيش گرفته است كه مسئول قبلي در سال 2000 داشت يعني اختلال در شمارش آراء و در نتيجه پيروزي جورج بوش شد.

 

ضعف هاي دولت جورج بوش و مسائلي که در طول هشت سال زمامداري او بوجود آمده است؛ موضوع راي گيري و شمارش آراء در ايالت فلوريدا در نوامبر 2000 را که باعث تاخير طولايي اعلام نتايج شده و کار به ديوان عالي آمريکا کشانده شده بود در طول سال 2008 موضوع روز رسانه ها کرده بود. هنوز درباره روش راي دادن الکترونيک و حذف راي کاغذي ترديد ادامه دارد و عقيده بر اين است که آراء در صورت الکترونيک بودن، به صورت کاغذي هم انجام شود تا در صورت ترديد و شکايت، آراء کاغذي شمرده شود و اين نوع راي گيري معتبر باشد بويژه که دشوار است سالمندان بتوانند کليدهاي دستگاه را هنگام راي دادن بخوبي تشخيص دهند و بزنند. به علاوه اشتباه کامپيوري، دستکاري و هک.

 

 

 

1829: پليس انگلستان به نام " اسکاتلنديارد " آغاز بکار کرد.

 

1901: "لئون زولگوش" قاتل "ويليام مك كينلي" بيست و پنجمين رئيس جمهوري امريكا اعدام شد .

 

1905: دولت ژاپن از بيم به وخامت گراييدن اوضاع اقتصادي آن کشور پيشنهاد روسيه به صلح را پذيرفت. دو دولت از 1904 در جنگ بودند و در اين جنگ پيروزي با ژاپني ها بود.

 

1933: پليس کوبا راهپيمايي مسالمت آميز کمونيستهاي اين کشور را به خاک و خون کشيد ، که ضمن آن شش کمونيست کشته و صدها تن کشته و يا دستگير شدند.

 

1943: کتاب هيتلر تحت عنوان ماموريت من Mein Kampf در آمريکا به انگليسي ترجمه و انتشار يافت.

 

1943: در جريان جنگ جهاني دوم ، ايتاليا با متفقين قرارداد آتش بس امضا کرد.

 

1944: ارتش سرخ در تعقيب ارتش آلمان که يوگوسلاوي را در اشغال داشت وارد اين کشور شد.

 

1949: دولت شوروي قرارداد دوستي خود با يوگوسلاوي را لغو کرد ، زيرا که تيتو رهبر وقت يوگوسلاوي راه ديگري در پيش گرفته بود.

 

1953: مائو تصميم به اتمي کردن چين به عنوان سلاحي بازدارنده از تجاوز گرفت و بلافاصله سازمان اتمي چين تاسيس و آغاز بکار کرد و طولي نکشيد که چين هم داراي دندان اتمي شد.

 

1954: آمريکا کار ارسال کمک براي براي ويتنام جنوبي را از طريق فرانسه آغاز کرد.

 
 
 
 
 

2004: ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه ارسال لايحه لغو مقررات انتخاب فرمانداران با آراء عمومي به « دوما » ارسال داشت و نيز صدور فرمان تاسيس مركزي براي محافظت از حقوق روسها و روس زبانها در جمهوري هاي سابق شوروي صادر كرد كه تفسير بر تمركز مجدد امور در مسكو و آغاز سختگيري نسبت به جمهوري هاي بالتيك شده است.